آیا با رابط مغز و رایانه امکان سو استفاده از اطلاعات سیگنال‌های مغزی وجود دارد؟

در فیلم سینمایی «بتمن برای همیشه (Batman Forever)» که در سال 1995 ساخته شد، شخصیت ریدلر (Riddler) از تلویزیون سه بعدی استفاده کرد تا به تفکرات شخصی افراد دسترسی یابد و بتمن را شناسایی کند. امروزه این ایده‌ی تخیلی به واقعیت پیوسته است. تصور کنید از اطلاعات سیگنال‌های مغزی برای استخراج اطلاعات شخصی یک فرد استفاده شود بدون آن‌که حتی خود فرد بداند. پژوهشگران ثابت کردند که این روش با رابط مغز و رایانه (BCI) عملی است. با کمک اطلاعات فعالیت‌های مغزی یک شخص و مولفه‌ی P300 علایق فرد به موضوعی خاص برای مثال ورزش موردعلاقه، مشخص خواهد شد. با مجله‌ی فناوری‌های توان‌افزا و پوشیدنی همراه باشید تا به این پرسش پاسخ دهیم که آیا با این روش امکان سو استفاده از اطلاعات سیگنال‌های مغزی شما وجود دارد؟

آیا با رابطهای مغز و رایانه امکان سو استفاده از اطلاعات سیگنال‌های مغزی وجود دارد؟

در سال 2011، شرکت تحقیقات بازار نیلسن (Nielsen) که در زمینه‌ی جمع آوری و تحلیل اطلاعات فعال است، توانست ایده‌ی تخیلی در این فیلم سینمایی را به واقعیت تبدیل کند. نیلسن امروزه در سه بخش اصلی بررسی رفتار خرید مصرف کننده، واکنش تبلیغاتی مصرف کننده، و تحقیقات نمایشگاهی فعال است تا عادت‌های تصمیم‌گیری مشتری را ردیابی کند. رابط‌های مغز و رایانه از سیگنال‌های مغزی بهره می‌گیرند تا اشیا را در محیط پیرامون کنترل کنیم. تصور کنید روزی شخصی ناتوان بتواند تنها با فکر کردن، دست مصنوعی را حرکت دهد و در نتیجه اشیا را جابه جا کند. با این حال فناوری‌های نوظهور نگرانی‌هایی به همراه دارند. در مرکز مهندسی عصبی دانشگاه واشینگتن (CSNE) بر رابط‌های مغز و رایانه (BCI) کار می‌کنند. در این مرکز مهم‌ترین بخش‌ها بحث اخلاق (neuroethics) و امنیت (neural security) سیگنال‌های مغزی هستند. در این مرکز پژوهشگران علم اخلاق و مهندسان با یکدیگر کار می‌کنند.

برداشتن سیگنال‌های مغزی P300

از وظایف رابطهای مغز و رایانه جمع‌آوری اطلاعات از مغز است. ممکن است دستگاهی بتواند از این اطلاعات استفاده کند. همچنین روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز بسیار زیاد است. بنابراین روش‌های مختلفی برای استفاده از رابط‌های BCI وجود دارد. سیگنال‌های مغزی به نام «پتانسیل‌های مرتبط به رویداد (event-related potential)» کمک می‌کنند که نوع واکنش به محرک‌ها شناسایی شود. یکی از این سیگنال‌ها، P300 نام دارد. مولفه P300 سیگنال در حوزه زمان دارای یک پیک دامنه در نزدیکی t=300 ms پس از تحریک است. هنگامی که شما در حال یافتن یک دوست در یک محیط شلوغ هستید به چهره‌ی افراد دیگر توجه و دقت نمی‌کنید. در زمانی‌که مولفه P300 در میان سیگنال‌ها قابل شناسایی می‌شود با زمانی که شما دوست خود را می‌بینید همزمان است. در واقع سیگنال P300 نشان می‌دهد که چه رویداد مهمی اتفاق افتاده است.

آیا با رابطهای مغز و رایانه امکان سو استفاده از اطلاعات سیگنال‌های مغزی وجود دارد؟

خواندن ذهن با سیگنال‌های P300

پیک دامنه P300 زمانی اتفاق می‌افتد که چیزی بتواند توجه شما را جلب کند. با این حال همین مولفه برای شناسایی زمانی‌که موضوعی توجه شما را جلب کرده به کار می‌رود. همین قابلیت می‌تواند برای نا‌توانان کارگشا باشد و بتوانند تنها با فکر کردن عملی را انجام دهند.

یکی دیگر از کاربردهای مولفه‌ی P300 این است اطلاعاتی که دارید شناسایی شود. این کار با آزمون دانش فرد (guilty knowledge test) اجرا می‌شود. در آزمایشگاه از شرکت‌کنندگان پرسشی پرسیده می‌شود که در میان اجسام موجود یکی از آن‌ها را با هدف سرقت انتخاب کنند. تصاویر زیادی از جمله تصاویر مرتبط و غیر مرتبط برای فرد نمایش داده می‌شود. بسیاری از شرکت‌کنندگان تصاویر مربوط به جواهرات مثل گردنبند و ساعت را انتخاب می‌کنند.

هر شخصی مولفه P300 منحصر به فردی دارد. برای شناسایی مولفه P300 به داده‌های آموزشی نیاز است. داده‌های آموزشی در واقع اطلاعات پیشین موجود از سیگنال‌های مغزی هستند که شامل P300 نیز هستند. این اطلاعات برای کالیبره کردن سیستم به کار می‌روند.

با توجه به اینکه آزمایش موردنظر یک سیگنال عصبی ناخودآگاه را اندازه‌گیری می‌کند آیا با این روش امکان سو استفاده از اطلاعات سیگنال‌های مغزی شما وجود دارد؟ دادگاه‌های آمریکا در برابر پذیرش سیگنال‌های مغزی به عنوان مدرک و شاهد، مقاومت می‌کنند.

تصور کنید به جای یافتن شی گم شده، از اطلاعات سیگنال‌های مغزی برای استخراج اطلاعات شخصی یک فرد استفاده شود بدون آن‌که حتی خود فرد بداند. پژوهشگران ثابت کردند که این روش عملی است. با کمک اطلاعات فعالیت‌های مغزی یک شخص و مولفه‌ی P300 علایق فرد به موضوعی خاص برای مثال ورزش مورد علاقه مشخص خواهد شد. برای عملی کردن چنین کاری به داده‌های آموزشی مختص خود نیاز است. اما این پرسش ایجاد می‌شود آیا شناسایی علایق فرد بدون اطلاعات پیشین و داده‌های آموزشی امکان‌پذیر است؟

پژوهش بر دستگاه‌های دارای داده‌ی آموزشی و بدون داده آغاز شده است. هر فناوری نوظهوری مسئولیت‌هایی دارد. آیا توانایی شناسایی علایق کاربر و اطلاعات سیگنال‌های مغزی قابل کنترل است؟ آیا می‌توان سیگنال‌های مغزی را به صورت خصوصی نگهداری کرد؟ آیا حفاظت از اطلاعات ذهنی افراد حق آن‌ها به شمار می‌آید؟ برای پاسخگویی به این پرسش‌ها، مهندسان با متخصصان علم اخلاق همکاری می‌کنند.

آیا با رابطهای مغز و رایانه امکان سو استفاده از اطلاعات سیگنال‌های مغزی وجود دارد؟


بیشتر بخوانید:
>>مروری بر فناوریهای پوشیدنی خواندن مغز سال ۲۰۱۷ (بخش نخست)
>>پنج چشم انداز کاربرد فناوری های رابط مغزی در آینده (بخش نخست)
>>دسترسی هکرها به اطلاعات شخصی از طریق سیگنالهای مغزی


منبع: robohub

استفاده و بازنشر این نوشتار تنها با ذکر منبع و نام «مجله‌ی فناوری‌های توان افزا و پوشیدنی» مجاز است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *